مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
ما وامـدارِ لـطفِ ولینـعـمـتـیـم و بس با رخصتِ رضا به حرم دعوتیم و بس دولتسرای شاه خـراسان پـناه ماست دلـبـسـتـۀ غـلامـیِ این دولـتـیـم و بـس خـدمـتـگـزار دائـمِ ایـن خــانــوادهایــم ثـابتقـدم، ز منّتِ این خـدمـتیم و بس مأموریت ز حضرت سلطان گرفتهایم تا روز حشر، صاحبِ این عزّتیم و بس از سفـرۀ رئـوف، نمک خوردهایم ما یعنی همیشه ریزه خور حضرتیم و بس جز بر تو ای رئـوف، امیدی نبستهایم امیدوارِ لطفِ تو، هر نصرتـیم و بس ای مـقـتدا سراسر ایران از آن توست در سایـهسـارِ سلطنتِ عـتـرتیم و بس این مملکت قلمروِ موسیبن جعفر است از حرمتِ رضاست که با حرمتیم و بس نعـمت، هزار شکـر فـراوان رسد بما سـرمــایـهدارِ واقــعـیِ امـتـیـم و بـس صدها حرم، محافظِ این خاک فاطمیست یعنیکه غرقِ امنیت و عصمتیم و بس دهها هزار، مسجد و هیئت قرارگاست مـا هـسـتـۀ مـقـاومت هـیـئـتـیـم و بس با دشـمـن حــقـیـر بـگـو، بـا ولایـتـیـم ما نسل کـربـلائی و با غـیرتیم و بس زنهـار ای فـلکزده؛ تهـدیـدمان مکن رزمندهایم و در صددِ فـرصتیم و بس در آسمان و خشکی و دریا، به اقتدار با قدرت عـلیست، ابرقـدرتـیم و بس امروز اگر عفاف و حجاب است درد ما از داغ معجریست که در حسرتیم و بس از درد شام و کـوفه بـمـیریم عـاقـبت از غصههای فاطمه در محنتیم و بس تا پای جان به روضه و گریه مقـیدیم تا روزِ انتـقـام در این غـربتـیم و بس |